یک روز جادویی
- نویسنده : بئاتریس آلمانیا
- مجموعه :
- مترجم : معصومه نفیسی
- تعداد صفحات : 40
- شابک : 9786227924404
- نوع چاپ : چهاررنگ
- رده سنی :
- موضوع اصلی :
- زیرموضوعات :
- شنیدن کتاب صوتی : یک روز جادویی
تبلتم افتاد توی برکه! بدون تبلت هیچ کاری نداشتم بکنم. انگار نهال کوچکی بودم که بیرون از خانه وسط طوفان گیر افتاده باشد. احساس کردم در آن نزدیکی، چیز...
اگر این کتاب را دوست داشتی...
معرفی یک روز جادویی
نظر کارشناس:
این کتاب بهزیبایی نشان میدهد چگونه یک روز ساده، بدون برنامه و بهظاهر بیاهمیت، میتواند تبدیل به تجربهای جادویی و پرمعنا شود. داستان کودکانی که از بازیهای دیجیتال به دل طبیعت کشیده میشوند و متوجه زیباییهای کوچک پیرامونشان میگردند، پیامی لطیف دربارهی قدردانی از لحظههای واقعی و اتصال با طبیعت ارائه میدهد. تصویرگریهای هنری آلمانیا، همراه با متن شاعرانه، این تجربهی بصری را بهگونهای زنده و احساسی منتقل میکند. این کتاب فرصتی عالی برای گفتوگو با کودکان دربارهی کاهش وابستگی به صفحهنمایشها و لذت بردن از محیط پیرامون فراهم میآورد و میتواند در خانه یا کلاس درس الهامبخش باشد.
نظر منتقدان:
«یک روز جادویی» یکی از تحسینشدهترین آثار بئاتریچه آلماگنا است که به دلیل روایت لطیف و تصویرگریهای خیرهکننده، مورد استقبال گستردهی منتقدان قرار گرفته است.
Booklist در نقد ستارهدار خود، این کتاب را اثری میداند که نشان میدهد «جادوی واقعی در تجربهی ساده اما دگرگونکنندهی طبیعت نهفته است.» این مجله از توانایی کتاب در دعوت کودکان به مشاهده، کشف و حضور در لحظه تمجید کرده است.
Kirkus Reviews نیز در نقد ستارهدار خود، متن و تصویرهای کتاب را «بهطرز شگفتانگیزی زیبا» توصیف میکند و معتقد است دنیای بصری آلماگنا آنقدر غنی و خیالانگیز است که خواننده را به گم شدن در میان تصویرها دعوت میکند.
این کتاب از سوی منتقدان، انتخابی ارزشمند برای خانوادهها و مربیانی معرفی شده است که میخواهند دربارهی قدرت تخیل، اهمیت بازی در طبیعت، آرامش ذهن و ایجاد تعادل میان زندگی دیجیتال و دنیای واقعی با کودکان گفتوگو کنند.
بخشی از کتاب:
تبلتم افتاد توی برکه!
بدون تبلت هیچ کاری نداشتم بکنم.
انگار نهال کوچکی بودم که بیرون از خانه وسط طوفان گیر افتاده باشد.
احساس کردم در آن نزدیکی، چیز خاصی وجود دارد...
دنیای اطرافم یواش یواش داشت تغییر میکرد!
خوانندگان میگویند:
دختر من از این کتاب خیلی خوشش آمد. اولش فکر میکردم شاید تصاویر کتاب از نظر دخترم، کمی حوصلهسربر باشد. اما خیلی با تصویر کتاب ارتباط برقرار کرد.
داستان این کتاب دربارهی دختری که همیشهی خدا مشغول بازیهای کامپیوتری هست. حالا او باید با مادرش در یک کلبهی چوبی وقت بگذراند و حوصلهاش حسابی از این موضوع سررفته و به بازیهای کامپیوتری پناه میبرد. وقتی که از یک گذرگاه صخرهای رد میشود، تبلتش را در برکه میاندازد. او غمگین و دلسرد، زیر شرشر باران از تپهها پایین میآید، تازه اینجا توجهاش به موجودات دیگر جلب میشود: حلزونها، قارچها و دنیای زیر خاک. حالا میفهمد که گاهی با هیچکاری نکردن، خاطرات و شادی ما برمیگردد.
داستانی فوقالعاده درخشان که به ما میآموزد چگونه در تجربههایمان غرق شویم.
یک روز جادویی
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.
