جستجوی سریع
در عناوین
در موضوع و زیرموضوع
در هشتگ‌ها
در نویسنده و مترجم
/ مجله مهرسا / قسمت پنجم والدگری در بحران: نقش پدر

قسمت پنجم والدگری در بحران: نقش پدر

12 بهمن 1404 0
13بازدید
زمان مورد نیاز برای مطالعه 5 دقیقه

در چهار قسمت قبلی، با الهام از ادبیات وینیکات، بیشتر بر نقش مادر و اهمیت حضور امن او در تجربه عاطفی کودک تمرکز شد. با این حال، در ادامه‌ی این مسیر، تصمیم گرفتیم به سراغ دیدگاه‌های معاصرتر برویم؛ رویکردهایی که نگاه گسترده‌تری به سهم والدین دارند و نقش پدر را پررنگ‌تر می‌بینند.
وقتی صحبت از جنگ، آوارگی یا بحران می‌شود، اغلب مادران در خط مقدم دیده می‌شوند: زنانی که کودکان‌شان را در آغوش می‌گیرند، دلداری می‌دهند، غذا آماده می‌کنند، گریه می‌کنند و می‌خندند. اما فرد دیگری هم هست که حضورش کمتر دیده می‌شود، در حالی که نبودش می‌تواند یکی از خالی‌ترین نقاط زندگی کودک را بسازد: پدر.

روایت یک پدر در دل جنگ

سال ۲۰۱۵، شهر حلب. احمد، پدرِ کودکی سه‌ساله، همراه خانواده‌اش به مرز ترکیه آواره شد. خودش می‌گفت:
مرد بودن توی جنگ یعنی گریه‌هات رو قورت بدی، بچه‌ات رو بخندونی، ولی شب بری پشت در بشینی و بغض کنی.
وقتی پسر کوچکش می‌پرسید «بابا، فردا کجا قراره بخوابیم؟» جوابی نداشت. اما هر روز با او بازی می‌کرد، برایش ماجراجویی می‌ساخت، تا کودک فکر کند این سفر، یک بازی است؛ نه یک فاجعه.

شواهد پژوهشی: پدر و کاهش اضطراب کودک


مطالعات انجام‌شده روی خانواده‌های پناهجوی سوری نشان داده‌اند کودکانی که پدران‌شان حتی در حد یک بازی کوتاه یا تماس روزانه با آن‌ها در ارتباط بوده‌اند، سطح اضطراب کمتری را تجربه کرده‌اند. تنظیم هیجانی توسط پدر، به کودک کمک می‌کند انعطاف‌پذیری بیشتری پیدا کند.
حتی وقتی پدر از کودک دور است، یک پیام صوتی مهربان یا تماس تصویری ساده می‌تواند اثر آرام‌کننده‌ای عمیق داشته باشد. پدران می‌توانند از راه دور نیز حس نزدیکی را منتقل کنند: پرسیدن سؤال‌های ساده، تعریف داستان، یا انجام بازی‌های فکری کوچک، پیوند عاطفی را زنده نگه می‌دارد.
اگر پدر خودش دچار ترس، خستگی یا اضطراب است، کمک گرفتن از مشاور یا گروه‌های حمایتی اقدامی مسئولانه است، نه نشانه ضعف. کودکان خیلی بیشتر از آنچه فکر می‌کنیم می‌فهمند. آن‌ها خستگی، غم یا تلاش والد برای «قوی نشان دادن خود» را حس می‌کنند. اما وقتی پدر بلد باشد با احساسات خودش کنار بیاید، کودک هم یاد می‌گیرد چطور با ترس‌ها و فشارها مواجه شود. از پدر انتظار نمی‌رود قهرمان باشد یا همه‌چیز را حل کند؛ حضورِ قابل‌اعتماد کافی است.

نگاه نظری: پدر به‌مثابه نماد ثبات


رُزی پرلبرگ، روان‌کاو و نظریه‌پرداز برجسته در حوزه رابطه والد–کودک، معتقد است در شرایط جنگ و بحران، پدر برای کودک به نماد ثبات و قانون تبدیل می‌شود. حتی وقتی دنیا پر از آشوب و ترس است، پدر می‌تواند حامل حس امنیت باقی بماند.
از نگاه پرلبرگ، پدر نقش واسطه میان کودک و قواعد جهان بیرون را ایفا می‌کند. در بحران‌های طولانی‌مدت، این نقش اهمیت دوچندانی پیدا می‌کند؛ زیرا اگر حتی قواعد ساده زندگی فرو بریزند، کودک دچار سردرگمی و آشفتگی روانی می‌شود. ثبات روانی پدر به کودک امکان می‌دهد روی او حساب کند و همین حس تکیه‌گاه بودن، نقطه‌ای برای حفظ آرامش است. به‌گفته پرلبرگ، پدر به کودک کمک می‌کند در دل آشفتگی، معنای انسجام را پیدا کند.

ابعاد نقش پدر در بحران


نقش پدر در شرایط بحرانی چندبعدی است. برخی از مهم‌ترین جنبه‌های آن عبارت‌اند از:
• ایجاد فضای آرام و گفت‌وگوی امن، که اضطراب خانواده—به‌ویژه کودکان—را کاهش می‌دهد.
• انتقال خونسردی و امید، که کودکان را برای مواجهه با ترس و فقدان آماده‌تر می‌کند.
• تأمین نیازهای اولیه مانند غذا و دارو؛ حتی زمانی که منابع محدودند، مدیریت منصفانه آن‌ها حس امنیت ایجاد می‌کند.
• داشتن برنامه‌ای ساده و روزمره، که به نظم روانی کودک کمک می‌کند.
• پایبندی به ارزش‌های خانوادگی و انجام فعالیت‌های کوچک مشترک مانند بازی یا تحرک در خانه.
• ایفای نقش محافظ: برنامه‌ریزی برای امنیت، تصمیم‌گیری در موقعیت‌های اضطراری و آموزش مهارت‌های ساده بقا به زبان قابل‌فهم برای کودک.

پدر، مادر و محیط عاطفی مشترک


سلما فرایبرگ، روان‌کاو برجسته، تأکید داشت که حضور پدر فقط به حضور فیزیکی محدود نمی‌شود. پدر با حمایت از مادر، محیط عاطفی سالمی می‌سازد که کودک بتواند در آن رشد کند. او باور داشت حمایت پدر به مادر کمک می‌کند فشارهای روانی را بهتر تحمل کند و پاسخ‌گویی هیجانی مؤثرتری به کودک داشته باشد.
فرایبرگ همچنین نقش پدر را در معرفی کودک به محدودیت‌ها و قوانین دنیای بیرون مهم می‌دانست؛ نقشی که به کودک کمک می‌کند از رابطه انحصاری با مادر فاصله بگیرد و مسیر رشد روانی سالم‌تری را طی کند. از نگاه او، در بحران‌ها، نقش پدر برای سلامت روان مادر و کودک، و برای حفظ امید و معنا، حیاتی است. این دو نقش مراقبت مستقیم مادر و حمایت و جهت‌دهی پدر در کنار هم، امکان رشد سالم کودک را فراهم می‌کنند.


نتیجه‌گیری


حضور پدر، حتی در ساده‌ترین شکل خود، می‌تواند نقطه اتکایی باشد که کودک در دل بحران به آن تکیه کند. پدر لازم نیست بی‌نقص یا همه‌چیزدان باشد؛ همین که احساساتش را بشناسد، با ترس‌هایش روبه‌رو شود و با مهربانی کنار فرزندش بایستد، بزرگ‌ترین هدیه را به امنیت روانی کودک داده است.
احساس استیصال، خستگی و ناکافی بودن، تجربه‌هایی طبیعی برای والدین در این روزهاست. طبیعی است وقتی قصد رفتن به سر کار دارید، ببینید کودکتان مضطرب است، دل‌درد گرفته یا بیشتر از همیشه گریه می‌کند. جنگ و بحران، انتخاب ما نبوده‌اند، اما حالا که این تجربه بر ما تحمیل شده، می‌توانیم انتخاب کنیم در مسیر ترمیم و بازسازی، کنار هم بمانیم.
با آگاهی از اینکه هیچ‌چیز مثل قبل نیست، نه بیرون و نه درون ما، می‌توانیم به یکدیگر کمک کنیم تا هرکدام، به شیوه خود، آرام‌آرام به تعادل زندگی بازگردیم.
بودن، شنیدن و فهمیدن، خودِ مراقبت است


نویسنده : دکتر بهاره رجبی بهجت

آیا این مطلب برای شما مفید بود؟
دسته بندی مقالات
0 محصول
ادامه خرید
تایید و تکمیل خرید
مجموع سبد
0 تومان