جستجوی سریع
در عناوین
در موضوع و زیرموضوع
در هشتگ‌ها
در نویسنده و مترجم
/ مجله مهرسا / قسمت اول والدگری در بحران: چرا باید درباره‌ والدگری در بحران حرف بزنیم؟

قسمت اول والدگری در بحران: چرا باید درباره‌ والدگری در بحران حرف بزنیم؟

29 دی 1404 5
44بازدید
زمان مورد نیاز برای مطالعه 5 دقیقه


بحران‌های جمعی مانند بحران‌های اجتماعی، جنگ، بلایای طبیعی، فقر گسترده، مهاجرت اجباری یا بیماری‌های همه‌گیر تاثیرات عمیقی بر دنیای درونی کودکان دارند. در چنین شرایطی، همه چیز تحت تاثیر بحران قرار می‌گیرد، و این واقعیت که بحران‌های جمعی بر روان کودکان تاثیر عمیقی می‌گذارند، امری است که نیاز به توجه بیشتری دارد. باید بدانیم در کجا به کمک بیشتری نیاز داریم و چطور می‌توانیم بار این روزهای سخت را کمی سبک‌تر کنیم.

 تاثیرات بحران‌های جمعی بر کودکان به صورت روانی، رفتاری و عاطفی قابل مشاهده هستند. در ادامه، به ۱۲ تاثیر آشکار این بحران‌ها اشاره می‌کنیم:


1. افزایش اضطراب و ترس: احساس ناامنی و ترس از دست دادن خانه، خانواده و امنیت جسمی می‌تواند تبدیل به کابوس‌های شبانه و ترس از جدایی از والدین شود.
2. اختلال در احساس امنیت و اعتماد: بحران‌ها پایه امنیت روانی کودک را متزلزل می‌کنند و باعث کاهش اعتماد کودک به محیط و حتی بزرگترها می‌شوند.
3. اختلالات روانی: کودکان ممکن است به افسردگی، اضطراب، (PTSD ) اختلال استرس پس از سانحه و مشکلات خواب دچار شوند.
4. تغییرات رفتاری: این تغییرات شامل پرخاشگری، انزواطلبی، گوشه‌گیری یا وابستگی بیش از حد به دیگران هستند.
5. مشکلات در یادگیری و تمرکز: استرس ناشی از بحران می‌تواند تمرکز و توانایی یادگیری را کاهش دهد.
6. احساس تنهایی و انزوا: کودکان ممکن است احساس کنند که کسی نمی‌تواند درد و مشکلاتشان را درک کند.
7. تغییر در هویت و باورها: کودکان ممکن است در باورهای خود درباره دنیا، عدالت و انسانیت تردید کنند.
8. عصبانیت و خشونت: احساسات منفی شدید می‌توانند به پرخاشگری منجر شوند. این پرخاشگری ممکن است به آسیب به خود یا دیگران، یا گریه تبدیل شود.
9. احساس گناه یا مسئولیت: برخی کودکان ممکن است احساس کنند که مسئول مشکلات اطرافیانشان هستند یا به طور ناخودآگاه خود را مقصر بدانند.
10. از دست دادن عزت نفس و احساس بی‌ارزشی: بحران‌ها، کمبود منابع و تغییرات اجتماعی می‌توانند باعث کاهش عزت نفس کودک و احساس بی‌کفایتی در مقابل شرایط شوند.
11. افزایش وابستگی به والدین یا مراقبان: کودکانی که به شدت نیازمند حمایت و اطمینان از سمت والدین خود هستند، ممکن است در برخی موارد دچار مشکلاتی در استقلال‌طلبی شوند.
12. کاهش امید به آینده: بحران‌های جمعی طولانی مدت می‌توانند امید و آینده‌نگری کودکان را کاهش دهند و تاثیرات بلندمدتی بر آینده، جامعه و خانواده داشته باشند.

نقش والدین در مدیریت اضطراب کودک


اضطراب کودک جدا از والدینش نیست. کودکان از طریق مراقبین اصلی خود به دنیای بیرون وصل می‌شوند و آن‌ها به والدین خود به عنوان کسانی که از آن‌ها محافظت می‌کنند نگاه می‌کنند. در شرایط بحرانی، کودکان به طور طبیعی از رفتار والدین الگوبرداری می‌کنند و حساسیت زیادی به علائم فیزیولوژیکی مانند تند شدن ضربان قلب یا تغییرات تنفسی نشان می‌دهند.
این درامیختگی کودک و والد باعث می‌شود که حتی اگر والدین اضطراب خود را بیان نکنند، کودکان متوجه شوند که چیزی در اطرافشان درست نیست و با تهدید روبه‌رو هستند. به همین دلیل، والدین باید از احساسات خود آگاهی داشته باشند و استرس خود را مدیریت کنند، زیرا این موضوع نقش حیاتی در کاهش اثرات منفی بر کودک دارد.

نظریه وینیکات و تاثیر آن بر والدگری


یکی از برجسته‌ترین نظریه‌پردازان دوران کودکی که در دوران جنگ هم فعالیت داشته، وینیکات بوده است. نظریات او به زیبایی از روان کودک الهام گرفته و در حال حاضر نیز به ما کمک می‌کند. از دیدگاه وینیکات، پیوند عاطفی میان کودک و مادر یا مراقب اصلی، مهم‌ترین عامل در رشد روانی و عاطفی کودک است. او معتقد است که مادر باید "به اندازه کافی خوب" باشد، به این معنا که مادر نیازی به بی‌نقص بودن ندارد، بلکه باید به طور پیوسته و متناسب با نیاز کودک، واکنش‌های حمایتی یا مراقبتی نشان دهد.
وینیکات همچنین به فانتزی و تخیل کودک اهمیت زیادی می‌دهد و معتقد است که کودک از طریق بازی‌های تخیلی می‌تواند احساسات خود را آزادانه تجربه کند. این بازی‌ها به کودک اجازه می‌دهند که احساسات پیچیده‌ای مانند ترس، خشم یا شادی را تجربه کند.


تاثیرات جنگ بر والدین و کودکان


جنگ، علاوه بر اینکه تاثیرات عمیقی بر روان و روابط ما می‌گذارد، فشارهای زیادی را نیز بر والدین وارد می‌کند. والدینی که خود تحت تاثیر اضطراب، افسردگی یا استرس پس از سانحه قرار دارند، ممکن است نتوانند به طور مؤثر نیازهای عاطفی فرزند خود را برآورده کنند. بسیاری از والدین احساس بی‌کفایتی می‌کنند، زیرا نمی‌توانند از خانواده خود محافظت کنند و از دست دادن منابع عاطفی و اجتماعی، این حس ناتوانی را بیشتر می‌کند.
اما باید بپذیریم که این ناتوانی‌ها بخشی از تجربه‌های انسانی ما در دل این روزهای سخت هستند. هر تلاشی که برای بچه‌ها کرده‌ایم و هر لحظه‌ای که کنارشان بوده‌ایم، ارزشمند است. پذیرش این ناتوانی‌ها می‌تواند زمینه‌ساز پیوند عاطفی با کودکان شود و گامی مهم در کاهش آسیب‌های روانی و بهبود سلامت عاطفی خانواده‌ها باشد.

در پایان، باید به راه‌های عملی و مؤثر در حمایت از کودکان در شرایط بحران اشاره کنیم که می‌تواند شامل فراهم کردن فضای امن برای کودک، برقراری ارتباط موثر و همدلی با او و درک احساسات او باشد. والدین باید سعی کنند در این شرایط به کودکان خود احساس امنیت و آرامش بدهند و با حمایت عاطفی و عملی، به آن‌ها کمک کنند تا از این بحران‌ها عبور کنند.


نویسنده: دکتر بهاره رجبی بهجت

آیا این مطلب برای شما مفید بود؟
دسته بندی مقالات
0 محصول
ادامه خرید
تایید و تکمیل خرید
مجموع سبد
0 تومان