جستجوی سریع
/ محصولات / وقتی که باد وزید

وقتی که باد وزید

وقتی که باد وزید
قیمت: 35,000 تومان
31,500 تومان
موجود در انبار
249 بازدید z.farahani
مشخصات کتاب
سری محصول: دیگر کتاب‌ها
نوع کتاب: چهاررنگ
رده سنی: 3-5 سال ، 5-7 سال
قطع کتاب: خشتی
وزن: 100 گرم
شابک: 9786227924909
مولف: ؟
ویژگی‌های کتاب

چیزای با ارزشی هست تو زندگیمون همیشه
اما یه‌وقتا با یه باد از پیشِ ما جدا میشه
اون‌موقع قدر اون‌ها رو ما می‌دونیم خیلی زیاد
باید مراقبش باشیم تا که دیگه نره به باد

کارشناسان می‌گویند:
بوک‌لیست (Booklist): این کتاب دنباله‌ی داستان پرفروش آلیسن جکسن اگر کفش جا داشته باشد (If The Shoe Fits) است. ما همه خبر داریم که وقتی باد وزید، چه اتفاقی برای گهواره افتاد. اما این دفعه باد خیلی شدید وزید و طوفان شد. گهواره هم مستقیم بالای خانه‌ی کفشی افتاد، جایی که مادری با فرزندانش در آن زندگی می‌کرد. وقتی مادر تلاش می‌کند که بچه را به شاخه‌ی درختی برگرداند که از آن افتاده. دستکش‌های کوچولوی پشمی را می‌بیند که روی شاخه‌های درخت تاب می‌خورند، مادر تصمیم می‌گیرد که دستکش‌ها را به صاحبانش، بچه‌گربه‌های کوچولو که از سرما یخ زده‌اند، برساند. وقتی دستکش‌ها را به آن‌ها می‌دادند، سطل جک و جیل از بالای سر گربه‌ها رد شد. ناگهان اوضاع حسابی به هم ریخت؛ بره‌ی کوچولوی مریم در هوا چرخ می‌زد، سکه‌های پادشاه در کوچه‌ها پخش شده بود.
تصاویر آب‌رنگی و منحنی‌وار دوریس برت، در سراسر کتاب، از وقتی که باد می‌وزد و‌ مادر، بچه‌ها، بره، سطل و همه چیز را زیرورو می‌کند تا وقتی که زندگی به روال قبل برگردد، با متن آهنگین الیس جکسن هماهنگ است. کتاب والدین را سرگرم می‌کند و بچه‌ها را می‌خنداند.
درباره‌ی نویسنده:
آلیسون جکسون (Alison Jackson) بیش از بیست سال است که برای کودکان داستان می‌سراید. او چون کتابدار بخش کودکان بوده، به‌ خوبی از علایق و نیازهای کودکان سر درمی‌آورد و از آن موقع برای کودکان می‌نویسد. محبوب‌ترین کتاب او، پیرزنی را می‌شناسم که کیک را قورت داد ( I Know An Old Lady Who Swallowed A Pie) است که یک بازآفرینی خنده‌دار از شعر کودکان جشن شکرگزاری است. کتاب بعدی او، پیرزنی را می‌شناسم که یک پشه را قورت دارد ( I Know An Old Lady Who Swallowed A Fly) است که داستان درباره‎ی پیرزن ریزنقش است داستان هر ‌چیزی را که در جشن شکرگزاری می‌بیند، می‌بلعد. سرود ولنتاین (Ballad of Valentine) که بازآفرینی از آهنگ کلمنتاین ( Clementine) است در فهرست پرفروش‌های نیویرک تایمز قرار گرفت. آخرین رمان او، تخم‌مرغ‌های بالای سر ایو (Eggs Over Evie) نظر منتقدان و کارشناسان را به خود جلب کرد.
خوانندگان می‌گویند:
1. نوه‌ی من خیلی از کتاب خوشش آمد، تصاویر کتاب زیبا و عجیب‌وغریب هستند و توجه همه‌ی خوانندگان را به خود جلب می‌کند.
2. تصاویر شیرین و رنگارنگ کتاب با داستان بامزه‌ی آن به کودکان کمک می‌کند تا ترس آن‌ها از روزهای طوفانی بریزد. اگر بچه‌ها قصه‌ی اصلی کتاب را بدانند، بیشتر از کتاب لذت می‌برند.

نمونه صفحات وقتی که باد وزید
بستن

جهت بزرگ نمایی روی تصاویر کلیک کنید:

فایل ضمیمه
دیگر محصولات
بلدم برم دستشویی!
بلدم برم دستشویی!

وقتی که دستشویی دارم خوب گوش می‌دم به بدنم می‌رم سراغ لگنم

مشاهده کتاب
تخته‌ی بازی | سرزمین دایناسورها
تخته‌ی بازی | سرزمین دایناسورها

تخته‌بازی‌ها سرشار از بازی و تمرین و رنگ‌آمیزی با تصاویر و اشکال مختلف حیوانات هستند.

مشاهده کتاب
تخته‌ی بازی | حیوانات باغ‌وحش
تخته‌ی بازی | حیوانات باغ‌وحش

تخته‌بازی‌ها سرشار از بازی و تمرین و رنگ‌آمیزی با تصاویر و اشکال مختلف حیوانات هستند.

مشاهده کتاب
تخته‌ی بازی | سرزمین تک‌شاخ‌ها
تخته‌ی بازی | سرزمین تک‌شاخ‌ها

تخته‌بازی‌ها سرشار از بازی و تمرین و رنگ‌آمیزی با تصاویر و اشکال مختلف حیوانات هستند.

مشاهده کتاب
تخته‌ی بازی | حیوانات جنگل
تخته‌ی بازی | حیوانات جنگل

با یک عالمه بازی و تمرین + 30 تصویر براتخته‌بازی‌ها سرشار از بازی و تمرین و رنگ‌آمیزی با تصاویر و اشکال مختلف حیوانات هستند.ی رنگ‌آمیزی

مشاهده کتاب
کلاه‌سازان(سازندگان سلطنتی)
کلاه‌سازان(سازندگان سلطنتی)

نبوغ را در سرت و جادو را در نوک انگشت‌هایت نگه دار!

مشاهده کتاب
لیزه لوته خوابش نمی‌بره!
لیزه لوته خوابش نمی‌بره!

هر روز غروب که می‌شد، خانم مزرعه‌دار قبل از خواب برای حیوانات مزرعه قصه تعریف می‌کرد. بعد هم آن‌ها به لانه‌هایشان برمی‌گشتند تا راحت بخوابند. یک شب لیزه‌لوته هرچه روی کاه‌ها غلت زد، خوابش نبرد که نبرد.

مشاهده کتاب
لیزه لوته حموم نمی‌ره!
لیزه لوته حموم نمی‌ره!

لیزه‌لوته شوالیه شده بود و با مرغ‌ها و خروس‌ها بازی می‌کرد. او حسابی خاک‌وخُلی و کثیف شده بود. خانم مزرعه‌دار داد زد: «بازی دیگر بس است! وقت حمام کردن است!» همه‌ی حیوانات مزرعه حمام کردند و تر و تمیز و دسته‌گل شدند.

مشاهده کتاب
لیزه لوته ناقلا شده!
لیزه لوته ناقلا شده!

لیزه‌لوته خیلی ناقلا شده بود! او یک جایی قایم می‌شد و منتظر می‌ماند تا سروکله‌ی آقای پستچی پیدا شود. بعد هم از مخفیگاهش بیرون می‌پرید و ماغ بلندی می‌کشید و چهارنعل می‌دوید تا او را از مزرعه فراری بدهد.

مشاهده کتاب
لیزه لوته مریض شده!
لیزه لوته مریض شده!

لیزه‌لوته بی‌حال بود و رنگ‌ و رویش هم پریده بود! عچووووو! اوه! طفلی انگار سرما خورده. خانم مزرعه‌دار چندتا روش خانگی برای درمان سرماخوردگی بلد بود، اما لیزه‌لوته بهتر نشد که نشد.!

مشاهده کتاب
لیزه لوته حوصله نداره!
لیزه لوته حوصله نداره!

لیزه‌لوته می‌خواست بادبادک جدیدش را هوا کند که یکهو شُرشُر باران بارید. او مجبور شد توی خانه بماند. لیزه‌لوته خیلی حوصله‌اش سررفته بود.

مشاهده کتاب
وقتی که باد وزید
وقتی که باد وزید

چیزای با ارزشی هست تو زندگیمون همیشه اما یه‌وقتا با یه باد از پیشِ ما جدا میشه

مشاهده کتاب
پیام سیستم
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.
0 کالا
بستن
مجموع سبد
0 تومان
ثبت سفارش